چرا نباید با شرکت های دیجیتال مارکتینگ قرارداد ببندیم؟

چرا نباید با شرکت دیجیتال مارکتینگ قرارداد بست

خیلی ها از من می پرسند چرا شرکت دیجیتال مارکتینگ راه اندازی نمی کنی ؟ جواب من ساده است، چون در این صورت باید خودم کاری را انجام بدهم که همیشه این شرکت ها را بابتش سرزنش می کردم. آنچه که در ادامه می‌خوانید نظر شخصی من درباره این شرکت‌هاست.

ادامه مطلب

چگونه یک متخصص دیجیتال مارکتینگ استخدام کنیم؟

استخدام متخصص دیجیتال مارکتینگ

قبلا در یک مقاله توضیح دادم چطور متخصص دیجیتال مارکتینگ شویم ، اما در این پست قصد دارم توضیح بدهم چطور باید یک متخصص دیجیتال مارکتینگ کار بلد را استخدام کنیم.

ادامه مطلب

همایش یا نمایش

آشنایی با انواع سمینار تخصصی یا نمایشی

شباهت همایش و کُشتی

تابحال مسابقات کشتی کچ (کج) تماشا کردید ؟ من که تا همین دو سال پیش فکر میکردم واقعا دو نفر به قصد کشتن هم وارد رینگ می شوند و با ضربات کشنده یا هرچیزی که دم دستشان بیاید از هم پذیرایی می کنند، گوششان هیچ وقت به اخطارهای داور بدهکار نیست و دستشان برسد خود داور را هم یک دل سیر کتک می زنند در حالیکه یک عده آدم سادیستی هم بیرون رینگ تشویقشان می کنند.

اما بعدا با دیدن یک فیلم درباره زندگی قهرمانان یا بهتراست بگویم “بازیگران” کشتی کچ یک نفس راحت کشیدم! بله آنها همه بازیگر بودند و نتیجه هربازی از قبل معلوم بود و همه تماشاچیان هم آگاهانه تنها برای دیدن یک تئاتر اکشن و بزن بزن آنقدر شور و شعف داشتند. اما یک “من” هم وجود داشت که از همه جا بی خبر، مبهوت این صحنه آرایی ها شده بود!

مشابه همین داستان آن چیزیست که امروز در همایش ها و سمینارهای متعدد اتفاق می افتد.

سمینار به سبک کشتی کج

نکته : رویکرد این مطلب بیشتر درباره موضوعات داغ همایش های روز کشور مانند این موارد انتخاب شده است : همایش بازاریابی و فروش ،سمینار کارآفرینی ، اصول و فنون مذاکره ، همایش ثروت آفرینی

آیا شرکت در همایش ها اشتباه است ؟

نه اشتباه نیست، اما باید بدانید چه همایشی متناسب با نیاز شماست. میخواهم به شما بگویم که سمینارها هم مثل کُشتی، گاهی فقط یک نمایش جذاب هستند و گاهی هم پر از نکات تخصصی و آموزشی.

وقتی قبل از شرکت در یک همایش، نظر من را می پرسید، معمولا چند سوال مطرح می کنم:

هدفتان چیست ؟

هدف آنهایی که به تماشای مسابقه کشتی کج می روند تماشای یک نمایش اکشن و تخلیه ی هیجان است، اما کسانی که به تماشای یک مسابقه کشتی واقعی می روند به دنبال اهداف دیگری مثل حمایت از تیم محبوبشان هستند. هدف ها متفاوت است و این تفاوت اهمیت زیادی دارد.

مشخص کنید هدفتان از شرکت در یک سمینار چیست تا بفهمید کجا می توان دنبال آن هدف بود

  • بازاریابی با مخاطبین همایش : نمایشی / تخصصی
  • گواهی شرکت در همایش : نمایشی / تخصصی
  • حفظ یا کسب پرستیژ شغلی : نمایشی / تخصصی
  • کسب اطلاعات اولیه در یک زمینه : نمایشی
  • یادگیری : تخصصی
  • بدست آوردن سرنخ علمی : تخصصی
  • شبکه سازی با متخصصان یک رشته : تخصصی

سخنران یا سخرانان چه کسانی هستند؟

وقتی می پرسم سخنران کیست؟ خیلی به دنبال نام نیستم، نکته مهم شهرت و سابقه افراد است.
در تبلیغات همایش از سخنران با چه عنوانی یاد شده است ؟ دقت کنید که عنوان سخنران در تبلیغات در واقع برجسته ترین کاریست که وی تا امروز انجام داده است. چند مثال می زنم

  • مشاور/مدیر/بنیان‌گذار برند فلان : اینجا با احتمال زیاد می توانید از شکست ها و پیروزی های واقعی یک تیم بشنوید و یاد بگیرید
  • استاد دانشگاه فلان : هرچقدر از کلاس های دانشگاه بهره بردید، از این همایش هم بهره می برید
  • نویسنده کتاب یک گام تا میلیاردر شدن : البته میلیاردر شدن خود آقای نویسنده، با شرکت کردن شما در همایش هایش!
  • پولدارترین جوان خودساخته ایران :  فراموش نکنید شغل بعضی ها، ادای آدم های موفق را درآوردن است و در بهترین حالت می توانند به شما یاد بدهند که چطور پرسنال برند دروغین داشته باشید.
  • سلطان حافظه و …

پیشنهاد می کنم این ویدئوی طنز از سوریلند رو تماشا کنید :

 

موضوع سخنرانی هر سخنران چیست ؟ مدت زمان سخنرانی چقدر است؟

چند وقت پیش در یک همایش تخصصی دیجیتال مارکتینگ شرکت کردم. آقای سینا شفیع زاده ، سخنرانی با عنوان دلایل شکست “نظربازار” ارائه دادند که بسیار آموزنده بود. خود ایشان فاندر استارتاپ نظربازار بود و با این حال صادقانه دلایل شکستش را با ما در میان گذاشت.
این موضوع را مقایسه کنید با سخنران هایی که برای شما درباره دلایل موفقیت کوکاکولا سخنرانی می کنند! درحالیکه خودتان هم می تونستید با یک سرچ ساده همه چیز را بفهمید.
مخلص کلام اینکه سخنران باید درباره تجربیات و یافته های شخصی خودش صحبت کند، نه یاوه سرایی درباره موضوعاتی که هیچ نقشی در شکل گیری آن ها نداشته است.

آنچه که من با تجربه فهمیدم این است که اگر زمان یک سخنران برای ارائه مطالبش بیشتر از ۲۰ دقیقه باشه، سطح کیفی آن مطالب به شدت نازل و کم عمق خواهد شد، در واقع بیشتر به صغری کبری چیدن شباهت پیدا می کند تا انتقال صریح یک تجربه یا آموزش.
اگر حجم اطلاعات به قدری زیاد است که تایم ۲۰ دقیقه‌ای برای بیان آن کافی نیست، باید در قالب کارگاه ارائه بشود و نه یک سمینار.

 

چند ویژگی همایش های تخصصی واقعی

  1. عناوین صریح و تخصصی دارند مانند : همایش تجربه کاربری با رویکرد فین تک
  2. ترکیبی از سخنرانی و کارگاههای مختلف هستند.
  3. سخنران ها از طرف مجموعه برگزارکننده به همایش دعوت شده اند.
  4. سخنران ها تجربه های علمی و عملی قابل استناد دارند.
  5. هرگز رایگان نیستند

چند ویژگی سمینارهای نمایشی

  1. عناوین گول زننده و عجیب غریب دارند مانند : رونمایی از تئوری زرافه در برندسازی شخصی
  2. سخنران، برگزارکننده همایش هم هست.
  3. شغل سخنران ها، سخنرانی کردن است.
  4. سخنرانان معمولا القابی مانند استاد، پروفسور، سلطان، …ترین ، را یدک می کشند.
  5. سخنران ها وعده ی موفقیت در ازای خرید یک کتاب، بسته آموزشی و شرکت در دوره طلایی را می دهند. (کاسبی می کنند)
  6. گاهی اوقات ( نه همیشه) رایگان هستند.

 

وبسایت ایوند برای آگاهی و ثبت نام همایش های مختلف

آنچه سعی کردم در این مطلب با شما به اشتراک بگذارم تجربه من از علاقه‌ام به شرکت در سمینار های مرتبط با شغلم بود. به عنوان درد و دل باید بگویم هرگز موفق نشدم در شهر اصفهان در یک سمینار غیرنمایشی شرکت کنم که این واقعا ناراحت کننده است. هرچند فکر نکنم به جز تهران، بقیه شهرها هم در شرایط بهتری قرار گرفته باشند.
من که هربار مجبورم برای موضوعات تخصصی مورد علاقه ام، رنج سفر بر خود هموار کنم و سفر کوتاهی به پایتخت داشته باشم. اما امیدوارم با ارتقا سطح توقع شما به عنوان مخاطب سمینارها، به زودی شاهد اتفاق های خوب در شهرهای دیگر هم باشیم .

اگر تجربه ای درباره شرکت در سمینار دارید خوشحال می شوم در قسمت نظرات با من و بقیه به اشتراک بگذارید.

 

چگونه یک دیجیتال مارکتر شویم ؟

چگونه فریلنس دیجیتال مارکتر شویم

در یکی از پست های قبل یعنی ” متخصص دیجیتال مارکتینگ شدن یا نشدن” برایتان از سختی‌ها و مزیت‌های این حرفه گفتم. بعلاوه از شما خواستم به سوالات یک چک لیست درباره خودتان پاسخ بدهید. حالا اگر هنوز تصمیمتان درباره انتخاب این شغل جدیست، در این مطلب به شما می‌گویم چطور یک دیجیتال مارکتر شوید یا در واقع خواهم گفت من چطور یک دیجیتال مارکتر شدم!

فکت: دیجیتال مارکتینگ یکی از پول سازترین مشاغل غیرحضوری یا اصطلاحا ریموت در دنیاست. 

۱-مهارت های خودتان را به عنوان دیجیتال مارکتر، همواره ارتقا بدهید

از نظر من درست‌ترین کار دنیا سرمایه گذاری کردن آدم‌ها بر روی ارتقا خودشان است ( نه روی بالا بردن مدل گوشی و ماشین و لباس و اکسسوری ) . اگر کمبود یک مهارت را در خودتان حس میکنید باید بدستش بیاورید. کلاس زبان بروید، تماشای ویدئوهای آموزشی فوتوشاپ، طراحی سایت، میکس و مونتاژ فیلم یا تولید موشن گرافیک را شروع کنید. سمینارهای درست و حسابی شرکت کنید. از افراد متخصص وقت مشاوره بگیرید و در دوره‌های آنلاین شرکت کنید.
البته که قرار نیست همه این کارها را در طول یک سال انجام بدهید اما وقتی بدنبال ارتقا خودتان باشید،پنج سال دیگر با امروزتان فاصله زیادی دارید.

فریلنس دیجیتال مارکتر

زبان انگلیسی :

شخصا آموزش زبان انگلیسی را همیشه جدی دنبال کردم و همین مسئله الان در جستجو، تحقیق و مطالعه منابع معتبر به من کمک می‌کند.

فوتوشاپ:

خیلی سال پیش یادگیری فوتوشاپ را شروع کردم، هنوز هم گاهی ترفندهای جدید یاد می‌گیرم. استفاده کردن از فوتوشاپ کار سختی نیست و نباید از آن بترسید. درواقع برای انجام هرکاری در فوتوشاپ یک عالم راه هست که من هم همه‌ آن‌ها را بلد نیستم. مهم‌ترین مسئله در خلق محتوای تصویری این است که باید تصاویر زیادی ببینید، مخاطب را بشناسید و محتوایی درست کنید که به بهترین شکل ممکن پیام‌اش را منتقل کند.

طراحی سایت:

برای طراحی سایت می‌توانید با یک طراح یا تیم طراحی سایت همکاری کنید ولی تجربه‌ به من نشان داده است که اغلب طراحان سایت که دید بازاریابی ندارند، سایت‌های بهینه و کاربر پسند طراحی نمی‌کنند. بعلاوه برای پروژه‌های کوچک که بودجه‌های کمی دارند اصلا منطقی نیست که تیم طراحی سایت وارد پروژه شود. چنین وقت‌هایی شما باید مثل یک قهرمان بتوانید سایت را هم طراحی کنید.

اینکار را می‌تونید و باید با CMSهای آماده انجام بدهید. چرا؟ چون باید سریع و کم هزینه باشد. از معروف‌ترین CMSهای آماده میتوان به وردپرس اشاره کرد که برای سایت‌های شرکتی یا فروشگاهی مناسب است. آموزش‌های آنلاین زیادی درباره راه‌اندازی سایت با وردپرس و بقیه CMSها وجود دارد که هم می‌توانید از آنها استفاده کنید و هم اینکه یک دامنه و هاست تهیه کنید و آستین‌ها را بزنید بالا و اولین سایت را خودتان بسازید و تجربه کسب کنید.

تولید ویدئو :

وقتی که حرف از تولید محتوای ویدئویی در فرآیند دیجیتال مارکتینگ می‌زنیم، منظورمان فقط لایو اینستاگرام نیست. اگر همانطور که قبلا گفتم، برای مجموعه‌ای کار کنید که بودجه چندانی به دیجیتال مارکتینگ اختصاص نمی‌دهد، نمی‌توانید با استدیوهای حرفه‌ای برای تولید ویدئو همکاری کنید. بنابراین باید زحمت تولید ویدئوهای مجموعه، رویدادها و محصولات را هم خودتون بکشید.

فیلم برداری با یک گوشی موبایل باکیفیت و یک گیم‌بال هم می‌تواند انجام گیرد و نیازی به دوربین‌های حرفه‌ای نیست. اما برای ادیت فیلم باید به استفاده از یک نرم‌افزار ادیت آشنا باشید. من با Adobe Premiere کار می‌کنم اما حتی اپلیکیشن‌های موبایل هم برای این کار وجود دارند. مثلا You Cut

تولید موشن گرافیک:

این توانایی می‌تواند یکی از چیزهایی باشه که حساب شما را از خیلی از آدم‌های مدعی دیگه در دریای خونین رقابت دیجیتال مارکترها جدا می‌کند. برای تولید موشن‌گرافیک علاوه بر تسلط به  Adobe After Effects، باید بتوانید سناریوهای جذابی هم طراحی کنید. اجرای یک سناریو جذاب حتی با تکنیک‌های خیلی ساده، میتواند نتیجه فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

نگارش قوی :

منظورم از داشتن نگارش قوی، مهارت نوشتن کتاب نیست. همین که بتوانید ساده و صریح و صحیح بنویسید کافیست. مثلا نباید ایده‌آل را بنویسید ایده‌ عال!

راه چاره چیست؟ اول اینکه کتاب بخوانید حتی رمان‌های عاشقانه، دوم اینکه هر متنی که می‌نویسید یک روز کنار بگذارید و بعدا بخوانید و از خودتان بپرسید چطور می‌توانم آن را بهتر کنم. اوایل می‌توانید از یک نفر دیگر هم برای شناختن اشکالات کمک بگیرید.

۲-هر دو یا سه روز یک مقاله زبان اصلی و جدید درباره دیجیتال مارکتینگ مطالعه کنید

یک چیز جالب تعریف کنم؟ من در دوره‌ای از فعالیتم به شدت کتاب خواندم. در واقع تولید محتوای یک فروشگاه کتاب بزرگ در حوزه بازاریابی و فروش را برعهده گرفتم که باعث می‌شد همیشه کتابی برای خواندن داشته باشم و بعلاوه حقوق هم بخاطرش دریافت کنم!
مطالعه این کتاب‌ها برای من بسیار مفید بود و باعث شد به طور کلی دید خوبی از اصول برندینگ، مارکتینگ و فروش پیدا کنم. اما با این حال قاطعانه می‌گویم کاربردی‌ترین مواردی که یاد گرفتم از طریق مطالعه وبلاگ‌های تخصصی بوده است.

مقاله ها برخلاف کتاب ها به روز هستند، مختصر و مفید به اصل موضوع اشاره می کنند و رایگان و در دسترسند.

یک لیست کامل از کتاب‌هایی که می‌توانید به مرور تهیه و مطالعه کنید را به زودی همینجا قرار می‌دهم. حتما کتاب‌های خوب بیشتری هم هست، اگر سراغ دارید به من معرفی کنید.

لیست سایت‌هایی که مطالعه مقالاتشان با موضوع دیجیتال مارکتینگ میتواند به شما کمک کند :

وبسایت متمم (هزینه اشتراک ماهیانه دارد )
forbes.com
entrepreneur.com

 

البته که هزاران کتاب و سایت دیگر هم وجود دارد اما برای رسیدن به نتیجه بهتر است چند منبع را انتخاب کنید و متمرکز عمل کنید.

۳- مهارت متقاعد کردن و گرفتن پروژه از کارفرما را بدست بیاورید

  • برای کارفرما توضیح بدهید که کار کردن با یک فریلنسر از نظر اقتصادی به صرفه‌تر است. بدون بیمه و مالیات و نیاز به امکانات خاصی هم ندارد.
  • از قبل تحقیق کنید و به کارفرما نشان بدهید که صنعت و کسب و کارش را می‌شناسید.
  • برای کارفرما مشخص کنید که همکاری با شما چه مزایایی می‌تواند برای کسب و کارش ایجاد کند .
  • نمونه کار قوی و توصیه‌نامه‌های کارفرماهای قبلی را به او نشان بدهید.
  • در تماس‌ها، برخوردها، شبکه‌های اجتماعی‌تان، به کارفرما نشان بدهید که با یک حرفه‌ای طرف است.
  • کارفرماها معمولا از کار کردن با فریلنسرها واهمه دارند. می ترسند که بعد از گرفتن پیش پرداخت دیگر خبری از شما نشود، در موعد مقرر کار را تحویل ندهید، نتیجه‌ی ضعیف از پروژه با شما بگیرند و شما به قدر کافی برای کسب و کار آنها وقت نگذارید. خیال کارفرما را بابت همه این موارد راحت کنید.
  • همیشه قیمتی بدهید که ارزش شمارا حفظ و نگرانی کارفرما از هزینه‌ها را کم کند. حتما برای اینکار دستمزد رقبا را رصد کنید.
  • به قول و قرارهایتان پایبند باشید.
  • یک متن قرارداد آماده هم داشته باشید. متن یکی از قراردادهای خودم را ( قرارداد دیجیتال مارکتینگ ) اینجا برای دانلود قرار میدهم.

دانلود قرارداد دیجیتال مارکتینگ

۴- یک لیست از همه کارهایی که برای هر پروژه باید انجام بدهید را داشته باشید

یک سری از اطلاعات را باید در ابتدا برای اجرای هر پروژه ای جمع آوری کنید، یک لیست تهیه کنید تا چیزی از قلم نیوفتد:

  • مشخص کردن اهداف دیجیتال مارکتینگ : افزایش آگاهی از برند / تولید سرنخ / معرفی محصول / فروش اینترنتی
  • دسته بندی مخاطبین: سن / جنیسیت / شغل / تحصیلات و …
  • تحلیل رقبا : شبکه‌های اجتماعی / سایت / بک لینک‌ها / کلمات کلیدی
  • تعیین استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ : لوکس‌گرا / ویروسی / اجازه‌ای / انبوه و …
  • تعیین ابزارهای دیجیتال مارکتینگ : سئو / شبکه‌های اجتماعی مختلف / تجربه کاربری در سایت / کلمات کلیدی / منابع محتوا / هویت بصری

۵-چابک، بهینه و با اعتماد بنفس باشید

زمانی می رسد که باید روی دو یا چند پروژه به صورت همزمان کار کنید، بنابراین باید همواره آماده پریدن از روی یک موضوع مثلا صنعت ساختمان، روی یک موضوع دیگر مثل مد و لباس باشید. بعلاوه هر کدام از کارفرماها ایده‌ها،نظرات و انتظارات متفاوت دارند. هرکاری لازم است انجام بدهید تا کمترین زمان تلف شده را داشته باشید. چرا؟ چون شما یک فریلنس دیجیتال مارکتر هستید! پذیرفتن واقعیت، برنامه ریزی و مدیریت صحیح پروژه به شما کمک خواهد کرد.

اسیر افکار منفی نشوید و فراموش نکنید خیلی از اوقات نباید به نظرات افراد بی‌تخصص اهمیت بدهید. نتایج کار شما تنها چیزیست که مهم است نه قضاوت بقیه افراد درباره اینکه شما چقدر کار خودتان را بلد هستید! حتی هر متخصصی با روش خودش کارها را انجام میدهد و اگر قرار بود همه از یک راه به نتیجه برسند، تیم‌های فوتبال اینقدر برای استخدام مربی‌های مختلف هزینه نمی‌کردند!

 

۶-در یک زمینه از دیجیتال مارکتینگ متخصص واقعی شوید

این موارد زیر مجموعه‌های دیجیتال مارکتینگ هستند:

  • کپی رایتینگ و تبلیغ نویسی
  • گرافیک و تصویرسازی
  • ویدئو مارکتینگ
  • موشن گرافیک
  • سئو  SEO
  • بهینه سازی نرخ تبدیل مشتری CRO
  • ایمیل مارکتینگ
  • سوشال مدیا مارکتینگ SMM
  • تبلیغات کلیکی PPC
  • کانتنت مارکتینگ ( بازاریابی محتوایی)
  • اینفلوئنسر مارکتینگ
  • پرفورمنس مارکتینگ
  • افیلیت مارکتینگ و….

همانطور که می‌بینید، دیجیتال مارکتینگ عرصه بسیار وسیع و پررقابتی است. جایی که می‌توان از آن با عنوان اقیانوس قرمزی یاد کرد که کوسه‌هایش در حال دریدن طعمه‌ها و یکدیگر هستند.

از کسی که تا کنون فقط یک پیج اینستاگرامی را به n هزار فالوور رسانده است بگیر تا شرکت‌های عریض و طویل، همه ادعای دیجیتال مارکتر بودن دارند. ادعایی که کم و بیش، در سطح و اندازه‌های مختلف، واقعیت دارد.

اما شما علاوه بر آشنایی کلی با همه ابعاد دیجیتال مارکتینگ، باید بتوانید در یک گوشه از آن که بهتر است گوشه‌ای کم رقابت باشد، دانش و مهارت خودتان  را عمیق کنید. فراموش نکنید که مجموعه‌های بزرگ هرگز با یک نفر برای تمام این تخصص‌ها قرارداد نمی‌بندند، آن‌ها در هرکدام از این زیرمجموعه‌ها به دنبال افراد نخبه می‌گردند. و مجموعه‌های کوچک هم به دنبال یک شخص مثل آچار فرانسه هستند که از پس تمام این مهارت‌ها بربیاد.

فریلنس دیجیتال مارکتر
 

۷- وبسایت و شبکه‌های اجتماعی خودتان را راه‌اندازی کنید

دقیقا چطور فریلنس دیجیتال مارکتر هستید، اگر نام‌تان در فضای اینترنت پررنگ نباشد؟ حداقل وقتی یک نفر سرج می‌کند “سارا مومنی” از من به عنوان یک دیجیتال مارکتر انتظار می‌رود در لینک اول گوگل به نحوی ظاهر شوم.

لینکدین فعال داشتن برای شما از نان شب واجب‌تر است، سعی کنید آنجا محتوای حرفه‌ای و تخصصی منتشر کنید و از تجربیات کاری‌تان بگویید و با بقیه دیجیتال مارکتر ها Connect شوید.

اگر می‌توانید ویدئو درست کنید یوتیوب را اصلا از دست ندهید. یوتیوب امروز به عنوان یک موتور جستجو شناخته می‌شود.

اگر به تولید محتوای تصویری یا متنی در مورد خودتان یا آنچه که بلدید، برعکس من علاقه دارید حتما در اینستاگرام یا توئیتر حضور فعال داشته باشید.

درکنار همه اینها داشتن یک وبسایت شخصی همان کاری‌است که همه رقبا از پس‌اش برنمی‌آیند. سایتی که در آن از خاطرات پروژه هایتان بگویید، نمونه کارهایتان را قراربدهید و مشخصات تماس بگذارید.

حتما با یک آفر ویژه برای تولید سرنخ در وبسایت و شبکه‌های اجتماعی‌تان مانور بدهید. مثل ۲۰ درصد تخفیف بهینه سازی وبسایت یا

دریافت ۱ ساعت مشاوره رایگان با موضوع دیجیتال مارکتینگ . شماره تماس خود را ارسال کنید.


    ۸- رابطه سازی کنید

    پیدا کردن چند پروژه اول برای شما بسیار سخت خواهد بود و باید کاری کنید که نامتان پرآوازه شود.

    • در شبکه های اجتماعی مرتبط با مارکتینگ به بحث و تبادل نظر بپردازید .
    • خیلی زود یک پیام یا یک ایمیل برای معرفی خودتان طراحی کنید و برای کسانی که به صورت آنلاین با آنها در ارتباط هستید ارسال کنید. مثل من خجالت نکشید!
    • به دوستان یا همکاران سابقتان بگویید که در ازای ارجاع پروژه، به آنها پاداش می‌دهید.
    • از بازاریابی آفلاین غافل نشید. در ایونت ها، سمینارها و بحث های مرتبط با مارکتینگ شرکت کنید. این کار کمک می‌کند با آدمهای جدید آشنا شوید.

    و در آخر، از هر هنری که در زمینه دیجیتال مارکتینگ دارید استفاده کنید تا خودتان را معرفی و پروموت کنید.

    خبببب دوستان من، این مقاله را در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۹۹ مجددا و برای چندمین بار بروزرسانی کردم و هنوز هم از خودم می‌پرسم آیا این مطلب برای خواننده کامل است؟ اگر کامل نیست یا هنوز سوالی درباره دیجیتال مارکتر شدن دارید، لطفا از قسمت دیدگاه نظرتان را ارسال کنید تا همفکری کنیم.

    با مدیر بداخلاق چگونه رفتار کنیم؟

    با مدیر بداخلاق چگونه رفتار کنیم

    یکی از چالش های کار کردن به صورت حرفه ای برای دختری با روحیات من، شخصیت مدیر و یا کارفرمای بد قلق هست. چون در اوج عشق به کاری که با جون دل برای هر مجموعه ای انجام میدم، گاهی عذاب هم می کشم.
    البته این به این معنی نیست که از این چالش فرار می کنم. بلکه تا زمانی که بتونم به یک مجموعه کمک کنم و ارزشش رو داشته باشه پروژه های مختلف رو قبول میکنم. مگر در شرایط خاص…

    شماهم به عنوان یک متخصص دیجیتال مارکتینگ بهتره بدونید در هر پروژه یا استخدام، با چه شرایطی ممکنه روبرو بشید.
    کیفیت کار شما در هر مجموعه ای مستقیما به نحوه مدیریت آن مجموعه مربوط هست. شما حسابدار یا مسئول آی تی نیستید که وظایف و دستورالعمل های مشخص داشته باشید و اگر نتونید ارتباطتون با یک مدیر به اصطلاح بد رو مدیریت کنید، کلاهتون پس معرکه است.

    اما هرتیپ مدیریت چه تاثیری بر کار شما خواهد داشت؟

    مدیر دیکتاتور – وسواسی

    این مدیرها فکر می کنند که همه ی کارها باید طبق نظر اونها انجام بشه وگرنه ناقص و بیهوده است. نتیجه اش این می شه که از آبدارچی تا مدیر فروش و رئیس حسابداری دائم دم در اتاق ایشون منتظر نظر و اجازه مدیر برای آب خوردن هستند.
    در کار با این مدیران شجاعت داشته باشید، شما نیاز دارید که خلاق باشید، نیاز دارید که سعی و خطا کنید و این رو مدام به مدیرتون یادآوری کنید. بهش نشون بدید که دلسوزانه برای مجموعه اش تلاش می کنید، نظراتش رو بشنوید اما مستقل تصمیم بگیرید و از تصمیماتتون دفاع کنید. چندبار که به نتایج قابل قبول برسید ( که قطعا می رسید) این مدیر چِغِر و بد بَدن به شما اعتماد خواهند کرد و اینجوری میشه سالها درکنارشون کار کرد.
    فراموش نکنید، تسلیم دستورات و خواسته های غیر منطقی اونها نشید

    مدیر سنتی

    مدیر بلاتکلیف – جوگیر – دقیقه نودی

    مدیرانی که یکهو در اتاق شمارو باز میکنند و یه درخواست جدید و فوری مطرح می کنند. خواسته هاشون غیرمنطقی نیست ولی اونقدر ناگهانیه که شما رو بهم می ریزه و بدتر از همه اینکه وقتی با کلی تلاش خودتون رو روی خواست جدید ایشون متمرکز میکنید، مدیر محترم یک درخواست جدید و فوری دیگه ازتون داره!  وای که من از دست مدیرای این شکلی چی کشیدم…

    یادتون باشه که هرچقدر به این دسته از مدیران بیشتر میدون بدید، آزاردهنده تر می شن. هیچوقت به جز موارد استثنایی، کارهای یهویی و تحمیلی و خام رو قبول نکنید بلکه از  قبل برای مناسبتها و نمایشگاهها و ایونتها ، روی طراحی کمپین کار کنید تا نتایج پخته بدست بیارید. برای مدیرتون توضیح بدید که با تصمیمات یک شبه در کنار هزینه هایی که به مجموعه تحمیل میشه، نتیجه دندان گیری هم بدست نمی آد.

    مدیر دقیقه نودی

    مدیر خیالباف – ایده آل گرا – عجول

    واقع بینی صفتیه که خیلی از ماها نداریم و این از نظر من عامل اصلی عدم تمرکز و ناامیدی در فعالیت های تبلیغاتی و بازاریابیه. ما انتظار داریم با شروع سئوی سایت تبدیل به اولین لینک ارگانیک گوگل در اصلی ترین کلمات کسب و کارمون بشیم ولی این حداقل میتونه ۶ ماه زمان بر باشه یا اصلا امکان پذیر نباشه!
    بعضی مدیران انتظار دارند با دادن یک تبلیغ به یک اینفلوئنسر، نمودارهای فروششون از صفحه بیرون بزنه . بعلاوه اینجور آدمها هرگز از هیچی راضی نیستند. شما باید برای همچین مدیری توضیح بدید که چرا بعضی فرایند ها به صورت طبیعی زمان بر هستند و برای به نتیجه رسیدن نیاز به تلاش و هزینه و صبر دارند.

    مدیر عجول

    مدیر ناسپاس – طلبکار

    اینکه توقع داشته باشیم عملکرد ما مورد نقد قرار نگیره، منطقی نیست. اما اگر منصفانه کار میکنید و به رشد مجموعه اتون کمک کردید و با این حال از سمت مدیریت فقط فیدبک منفی می گیرید این یعنی یک مدیر ناسپاس طلبکار دارید.

    بیشتر وقتها دلیل ناسپاسی مدیر یک مجموعه ، فشارهاییه که تحمل می کنه . اون نگران حقوق آخر ماه شماست و از طرفی نمی دونه شما در یک ماه اخیر دقیقا چه فایده ای براش داشتید. شما می تونید این مشکل رو با ارائه ی گزارش های مرتب از نتایج عملکردتون حل کنید.
    براش یک نامه اداری نزنید که من دارم روی ساخت بک لینک برای سایت شرکت کار میکنم، بلکه براش پیامک بدید ” تبریک میگم ما امروز لینک سوم گوگل شدیم! ”
    بهش نگید ۵ ساعت وقت صرف طراحی یک پست اینستاگرامی کردید، بهش بگید تونستید ۱۰ تا سرنخ جدید و با کیفیت از اینستاگرام بدست بیارید.

    مدیر پر توقع

    مدیر بد – ظالم

    ما هیچ چیزی ارزشمندتر از شخصیتمون نداریم و نباید اجازه بدیم توی هیچ شکلی از رابطه های اجتماعی به شخصیت ما توهین بشه. یکی از اونا رابطه رئیس و کارمندی است.
    اگر رئیسی دارید که پشت سر شما با همکارانتون حرف میزنه، شمارو تمسخر میکنه، نسبت به شما بی ادبه، توقعات غیراخلاقی یا بیش از حد از شما داره، بدونید کار کردن برای همچین آدمی یعنی شما اونقدر تخصص یا اعتماد به نفس ندارید که جای دیگه ای دنبال کار بگردید.

    بنظر من با همه تیپ مدیری میشه و باید کار کرد اما کار کردن با یک مدیر ظالم و بد جزو استاندارد های شخصیتی من نیست و بنظرم ابدا ارزشش رو نداره.  پس تنها مدیری که نباید باهاش کار کرد یک مدیر ظالم و بی اخلاقه

    مدیر ظالم بددهن بی ادب

    جمع بندی

    فراموش نکنید یک مدیر هم یک انسانه و ممکنه تحت فشار مسائل کاری، خانوادگی و اجتماعی با شما به عنوان کارمندش اونجوری که دلتون می خواد رفتار نکنه. بعلاوه ممکنه اصلا به اندازه کافی در مورد تخصص شما و کاری که براش انجام می دید اطلاعات نداشته باشه .
    همیشه سعی کنید به مدیر و رهبر مجموعه اتون اطمینان خاطر بدید که حواستون به منافع ایشون و مجموعه هست و از کار کردن توی اون تیم خوشحال هستید و نسبت به بقا و رشد مجموعه احساس غیرت و تعهد می کنید.
    بعلاوه یادبگیرید که به موقع و درست دستاورد هاتون رو نشون بدید و بدون منت یادآوری کنید که حضور شما چه نتایج ملموسی داشته است.

    راستی داشت یادم می رفت!!!

    مدیر نرمال

    نرمال بودن به این معنی نیست که کاری به کارتون نداشته باشند و فقط ماه به ماه بهتون حقوق بدند و مدام ازتون تشکر کنند. برعکس، مدیران نرمال از شما درخواست گزارش میکنند، درخواست های جدید مطرح می کنند اما به شما فرصت کافی برای اجرای درخواست ها میدن . نظر شما به عنوان یک متخصص رو بر نظر خودشون ارجح می بینند. به شما فرصت آزمایش و امکان خطا میدن اما نتیجه میخواهند و وقتی نتیجه به رشد برند یا فروش محصولاتشون کمک کرده باشه از شما تشکر می کنند.
    خلاصه این مدیران گلی هستند از گل های بهشت!

    مدیر خوب و قدردان

    من سعی کردم دراین مقاله تجربه خودم رو در کار با مدیران و کارفرماهای مختلف با شما به اشتراک بگذارم. شما هم می تونید اگر تجربیات مشابهی دارید یا سوالی براتون پیش اومده در قسمت کامنت های همین پست با من و بقیه مطرح کنید.

    راه اندازی کسب و کار آنلاین شخصی | راهنمای کامل و گام به گام

    راه اندازی کسب و کار آنلاین شخصی

    برای راه اندازی کسب و کار آنلاین به “تلاش ، صبر ، پول ” یا حداقل به دوتاش نیاز دارید. میتونید با تلاش و صبر، کمبود بودجه را جبران کنید یا با تلاش و پول، سریعتر به نتیجه برسید یا با صبر و پول کسانی رو استخدام کنید تا بجای شما تلاش کنند. بنابراین فقط در صورتی نمی تونید در کسب و کار آنلاین تون موفق بشید که کمتر از دو فاکتور ” تلاش ، صبر و پول ” رو داشته باشید.

    این مطب قراره خیلی کامل باشه (از نظر من ) بنابراین سعی کنید با حوصله و مرحله به مرحله اون رو مطالعه کنید. و به سوالها توی یک دفترچه مخصوص کسب و کار خودتون جواب مکتوب بدید.

    گام اول : چه هنری برای فروختن دارید؟

    تمام کارهایی که بلدید و میتونید انجام بدید رو در دفترچه لیست کنید : ( می تونم موبایل بفروشم ، صدای خوبی برای گویندگی دارم ، هنر دستی بلدم ، غذاهام حرف نداره ، ورزشکارم و …)

    از بین لیستی که تهیه کردید ، یکیش رو که فکر میکنید پتانسیل بیشتری برای موفقیت درش دارید انتخاب کنید. حتما در این مورد از یک فرد با تجربه در زمینه تجارت الکترونیک یا بازاریابی دیجیتال مشورت بگیرید. برای ارتباط با من هم راحت باشید 😉

    اگر یک فروشگاه واقعی دارید می تونید یک شعبه آنلاین هم داشته باشید.
    اگر هنری بلدید و توی تولید اون مزیت رقابتی دارید ( قیمت، خلاقیت یا هر مزیت دیگری ) ، میتونید اون رو آنلاین بفروشید.
    حتی اگر خوب می نویسید می تونید با روش های مختلف مثل ( رپورتاژ آگهی، تبلیغات، تولید محتوا و … ) به خوبی ازش پول دربیارید و یک بلاگر باشید.

    راستی اگر هیچ هنری ندارید، خب یاد بگیرید ، کلاس برید، کارآموزی کنید، ویدئوهای آموزشی از یوتیوب ببینید.

    گام دوم : چه کسانی از شما خرید می کنند ؟

    کدام دسته از مردم و با چه هدفی ممکنه از شما خرید کنند ؟ دسته هایی که هدف های مختلف دارند رو جدا کنید . همه چیز را در دفترچه بنویسید.

    من محصولات ارگانیک تولید میکنم و افرادی که از نظر اقتصادی در سطح متوسط رو به بالا هستند و بیشتر خانم ها از من خرید می کنند.
    من صنایع دستی تولید میکنم و بیشتر توریست های داخلی و خارجی از من خرید میکنند .
    من یک مترجم زبان هستم ، بیشتر دانشجو ها و شرکت ها به من سفارش می دهند.
    من یک تورلیدر هستم، و به توریست هایی که به دنبال سفر ارزان هستند می توانم کمک کنم.
    من تعمیرکار برد لوازم الکترونیک هستم، میتوانم برای تعمیرگاه ها و نمایندگی های لوازم خانگی سراسر کشور، تعمیر برد انجام دهم.

    روش دسته بندی مشتریان

    گام سوم : کجا باید بفروشید ؟

    انتخاب جایی که باید کسب و کار آنلاین تون رو راه اندازی کنید و محصول یا خدمتتون رو بفروشید به عوامل زیادی بستگی داره اما به طور کلی یا باید توی سایت خودتون فروش انجام بشه یا توی یک سایت دیگه، یا اصلا توی هردوش .

     

    از کجا کسب و کار اینترنتی خود را آغاز کنیم؟

    ۱- آیا امکان اینکه یک وبسایت شخصی راه اندازی کنم و زمان برای رشد وبسایت خودم صرف کنم را دارم ؟

    برای اینکار باید حداقل یاد بگیرید با وردپرس چگونه سایت راه اندازی کنید. کار سختی نیست و آموزش اون رو با یک سرچ ساده پیدا می کنید . بعد از اون باید محتوا وارد سایت کنید. و بعد از اون باید درباره روش های رشد و جذب مشتری سایت مطالعه کنید. بعضی از نوشته های همین وبلاگ من هم میتونه بهتون کمک کند . ( اگر پول دارید این کار رو به یک فریلنسر باسابقه بسپارید)
    اما قبل از همه اینها با توجه به سختی های اینکار و زمانی که نیاز داره ، گزینه های بعدی رو هم بررسی کنید. اگر بهترین راه برای شما راه اندازی یک سایت شخصیه پس :

    اول : برای سایت دامنه بخرید

    بهتره همون اسم سایتتون باشه . اگر دامنه اسم سایتتون اشغال بود ترجیحا اسم سایت رو عوض کنید.
    اسم و دامنه ای که انتخاب میکنید نباید در املای انگلیسی ابهام داشته باشه مثلا کلمه پیروزی : piroozi, pirouzi
    دامنه .ir  از دامنه .com  خیلی ارزون تره ولی اگر می تونید و آزاده هر دو رو ۵ ساله بخرید.

    دوم: هاست تهیه کنید

    پیشنهاد من هاست ابری لینوکس اروپاست. هاست های ایرانی دردسرهای زیادی بخاطر تحریم ها ایجاد می کنند.

    سوم : گواهی ssl برای سایتتون تهیه کنید.

    اغلب سایت هایی که هاست می فروشن این گواهی رو هم می فروشن . یادتون باشه ازشون بخواهید براتون رایگان نصب کنند.
    این کار اجباری نیست ولی به اعتبار سایتتون کمک میکنه . و اینکه اول کار اضافه کردنش به سایت خیلی راحت تر از بعد هست بعلاوه با این گواهی میتونید درخواست نماد اعتماد الکتریکی دو ستاره (بجای یک ستاره) بدید.

    چهارم : وردپرس نصب کنید

    آسونه و کافیه در موردش سرچ کنید.

    پنجم : یک قالب برای سایت تهیه کنید

    به هیچ عنوان از قالب های رایگان موجود در سایت ها استفاده نکنید. خطرناکه !
    من همیشه قالب هارو ارجینال از سایت تم فارست خرید میکنم اینجوری هم اخلاقی تره و هم امن تر
    اما اگر مشکل پرداخت خارجی دارید بعلاوه بنظرتون ۱ میلیون تومان برای یک قالب پول زیادیه ، قالب رو از سایت های ایرانی تهیه کنید، نهایتا ۱۰۰ هزارتومان هزینه میکنید و یک قالب فیک گیرتون میاد که خب بد هم نیست!

    و سایتتون اماده است ( البته تقریبا! ) حالا باید فهرست ، درباره ما، تماس با ما و خلاصه همه محتوایی که یک سایت نیاز داره ارو واردش کنید.

    ششم: نماد اعتماد و درگاه پرداخت

    اگر قرار پرداخت اینترنتی داشته باشید به درگاه پرداخت نیاز دارید. بانک ها در این مورد سختگیر هستند و اگر نماد اعتماد نداشته باشید از درگاه خبری نیست. اما میتونید از از زرین پال یا سرویس های مشابه استفاده کنید که زیاد سخت نمی گیرند ولی در عوض کارمزد می گیرند ( برای شروع خوبه )
    وقتی سایت تکمیل شد باید به سایت enamad.ir برید و درخواست نماد اعتماد الکترونیکی کنید. بعدش میتونید از هربانکی که بخواهید درگاه پرداخت بگیرید.

    ۲- آیا هیچ سایت یا پلتفرم از پیش آماده ای وجود داره که با دریافت پورسانت، کالا و خدمات من رو بفروشه ؟

    امروز خداروشکر تعداد زیادی پلتفرم فروش به صورت مولتی وندور وجود داره ( یعنی همه میتونن داخلش ثبت نام کنند و محصولشون رو بفروشند) . برای همین اگر محصولی برای فروش دارید شاید بد نباشه به این فکر کنید که توی سایت دیجی کالا یا باسلام اونو عرضه کنید.
    دغدغه اش یک هزارم داشتن یک سایت شخصیه و میتونید فقط روی تهیه یا تولید محصولتون متمرکز بشید و بقیه کارها رو به اونها بسپارید.
    ثبت نام هزینه ای نداره و تا وقتی محصولی نفروختید نیاز نیست پولی به صاحبان سایت پرداخت کنید. درواقع اونها سهم خودشون رو از روی فروش محصولات شما برمیدارند.
    حتی اگر محصولی ندارید هم میتونید به عنوان فریلنسر توی سایت های برون سپاری مشغول به کار بشید . که خب باید هرروز برای پروژه های ایجاد شده پیشنهاد خودتون رو ارسال کنید.

    ثبت نام در باسلام

    ۳- بهتر نیست فقط در تلگرام یا اینستاگرام کار کنم؟

    بستگی داره، اگر میخواهید یک اینفلوئنسر، بلاگر، واینر یا به زبان خودمونی شاخ اینستاگرام بشید و بعدا از تبلیغاتی که دریافت می کنید پول دربیارید، داشتن سایت زیاد بدردتون نمی خوره و بهتره از همون اینستاگرام شروع کنید. در کنارش از یوتیوب، آپارات، لینکدین و توئیتر غافل نشید.

    راه اندازی کسب و کار اینستاگرامی

    اما اگر میخواهید محصول یا خدمات خودتون رو بفروشید، جواب این سوال خیر هست! سرنوشت کسب و کار خودتون به چیزهایی گره نزنید که ممکنه مورد فیلترینگ های شدید قرار بگیرند. از شبکه های اجتماعی به عنوان مکمل استفاده کنید نه به عنوان خانه ی کسب و کارتون .
    ضمنا یادتون باشه شبکه های اجتماعی فقط تلگرام و اینستاگرام نیستند. به فراخور موضوع کار از آپارات، یوتیوب، توئیتر، فیس بوک، لینکدین، پینترست غافل نشید.

    ۴- آیا میتونم یک اپلیکیشن هم داشته باشم ؟

    اگر با یک پلتفرم فروش آماده مثل با سلام کار میکنید، خودش اپلیکیشن داره و شما نمی تونید اپ جدا گانه داشته باشید. در واقع اپ به شکل مستقیم باید به وبسایت شما متصل بشه.
    پس اگر سایت شخصی دارید ، بله میتونید اپ هم داشته باشید اما خوب فکر کنید. آیا کسب و کار شما ارزشش رو داره که افراد روی گوشی های شلوغ پلوغشون یک اپلیکیشن جدید نصب کنند؟
    هزینه ی تهیه اپ از ۵۰۰ هزارتومان شروع می شه و بسته به قابلیت هایی که مایلید داشته باشه افزایش پیدا می کنه.

    گام چهارم : بعد از راه اندازی کسب و کار آنلاین چه باید کرد؟

    فکر کنم بدونید که داشتن یک وبسایت یا پیج ایسنتاگرام به معنی فروش نیست . بنابراین کار شما تازه از اینجا شروع می شه . باید محتوای جذاب و محتوای تعاملی  وارد سایت کنید، عکس های خوب از محصولات قرار بدید ، ویدئو تولید کنید، روی سئوی سایتتون و روی محتوای شبکه های اجتماعی وقت بگذارید. راه های موثر تبلیغات رو پیدا کنید و دلسرد نشید.

    خب من سعی کردم به هرچیزی که فکر میکنم در رابطه با راه اندازی کسب و کار آنلاین بدردتون بخوره حداقل اشاره ای بکنم تا بتونید در موردش سرچ کنید ولی میدونم ممکنه هنوز راه براتون خیلی مبهم باشه به همین دلیل هر سوالی زیر این پست رو به شکل کامل و مفصل ( درواقع اونقدر که بلدم ) جواب میدم.
    از هیچی نترسید . بپرسیییید و پیگیری کنید تا به نتیجه برسید.

    ساخت پست تعاملی برای اینستاگرام

    تولید پست تعاملی اینستاگرام

    سعی کردم خیلی زود به قولم درباره آموزش تولید پست تعاملی در اینستاگرام عمل کنم و فکر میکنم آموزش خوبی از آب در اومد.

    همه میدونیم که این روزها اینستاگرام بدون اینکه خودش دلش بخواد تبدیل به پلتفرم خرید و فروش خیلی از کسب کارهای کوچک و بزرگ شده. شما چه توی خونه اتون صنایع دستی تولید کنید چه فروشنده ی برج های لوکس باشید، می تونید بهترین مشتریانتون رو از طریق اینستاگرام بدست بیارید. حتی اگر هیچ محصولی هم برای فروش ندارید کافیه یک پیج موفق داشته باشید تا سفارش تبلیغات براتون درآمد خیلی خوبی رو فراهم کنه. خب…

    کارتون هرچی که باشه به شرطی می تونید در اینستاگرام موفق باشید که محتوای خوب تولید کنید و یکی از انواع محتوا های خوب، پست تعاملی اینستاگرامه. چرا؟ چون وقتی مخاطب با شما تعامل میکنه توی ذهنش ثبت میشید، بعلاوه میتونید ازین تعامل برای خیلی اهداف مهم استفاده کنید.
    ابزارهای تعامل در اینستاگرام همین چندتا بیشتر نیست : فالو، لایک، کامنت- تگ، پست-تگ، دایرکت، پاسخ به استوری . اما چطور میتونید از این ابزار استفاده کنید ؟

    لایک

    جتما شما هم تا حالا بارها چشمتون خورده به پستهایی که محتواش عکس یک بازیگر معروفه و توی کپشن نوشته شده ” اگر باهاش خاطره داری لایک کن “.
    این کمترین سطح تعاملیه که می تونید از مخاطبین بگیرید. لایک بیشتر کاربرد روانی داره ، چون وقتی مخاطبین شما می بینن پست شما ۳۰۰۰ تا لایک خورده مطمئنا بیشتر به پستتون توجه می کنن تا وقتی که فقط ۳۰ تا لایک بدست آورده. یک جورایی توی پیج های بزرگ جنبه کل کل و چشم هم چشمی هم پیدا کرده ، خلاصه هرکی لایک خورش بیشتر فعلا ارج و قربش بالاتر! و دقیقا به همین دلیل اینستاگرام داره نمایش تعداد لایک رو از زیر پست ها حذف می کنه.

    کامنت – تگ

    کامنت ازون جاهایه که اگر هوشمندانه ازش استفاده کنید میتونه نقش نیروی محرک پیج شمارو ایفا کنه، به حافظه اتون رجوع کنید، مسابقه های زیادی دیدید که ازتون خواستن توی کامنت ها ۵ نفر رو تگ کنید تا توی قرعه کشی شرکت داده بشید. درسته ؟ بله تگ کردن یکی از مهمترین کاربردهای کامنته
    کافیه پست جذابی منتشر کنید ( مسابقه / تبریک مناسبت خاص / محتوای طنز ) و در قسمت کپشن از بازدیدکنندگان بخواهید چند نفر ( مثلا ۵ نفر ) رو تگ کنند . اتفاقی که میوفته اینه که اگر حتی ۱۰ نفر این کار رو انجام بدن ناگهان ۵۰ نفر دیگه به سمت پیج شما سرازیر خواهند شد و این میتونه بدون دردسر، فالوور های شمارو افزایش بده.

     

    نمونه پست تعاملی اینستاگرام

    چند ایده برای کامنت – تگ در اینستاگرام:

    یک کد تخفیف بسازید و فقط اون رو برای کسانی ارسال کنید که چند نفر رو زیر پست شما تگ می کنند. اگر اینکار رو انجام دادند از طریق دایرکت کد رو براشون بفرستید.
    یک چالش یا بازی بسازید که مخاطبین بتونن در قسمت کامنت ها توی اون شرکت کنن و ازشون بخواهید بعد از جواب دادن یک نفر رو تگ کنند تا اون جواب بعدی رو بده
    یک پست مهم جهت اطلاع رسانی سراسری ایجاد کنید و از مخاطبین بخواهید که بخاطر احساس وظیفه، با تگ کردن دیگران اون ها رو هم از این مسئله مطلع کنند. مثلا سرطان زا بودن داروی لوزاتان ( یادتون باشه هرگز دروغ نگید )

    نکته : خیلی مهمه که این کار رو هوشمندانه انجام بدید تا باعث ایجاد مزاحمت نشه و مخاطبین واقعا دوستانشون رو تگ کنند نه آدم های غریبه ارو

    پست – تگ

    یک راه دیگه تعامل گرفتن اینه که از مخاطبین بخواهید یک پست با موضوع مورد نظر شما توی پیج شخصیشون منتشر کنند و پیج شمارو روی اون پست تگ کنند. این کار علاوه بر تعامل، باعث میشه دوستانِ مخاطبینِ شما هم اون پست رو ببینند و احتمالا به خیل طرفداران یا دنبال کنندگان شما بپیوندند.

     

     

    چند ایده برای پست – تگ :

    مثلا میتونید از خانم ها بخواهید عکس از زمان نوزادی فرزندشون / یا از دستپختشون قرار بدن / یا از آقایون عکس ماشینشون رو / یا یک عکس از یک سفر خیلی خاطره انگیز منتشر کنند و شما رو زیر اون تگ کنند یا از هشتگی که مخصوص کمپین تبلیغاتی ساختید ( مثل #قاب_زندگی در آخرین کمپین ایکس ویژن ) استفاده کنند و شما هم به همه شرکت کننده ها یا به قید قرعه به بعضی ها جایزه ای اهدا کنید. فراموش نکنید که اغلب مردم دوست دارند که دیده بشن برای همین هم اینستاگرام هرروز پرطرفدار تر میشه . از این اشتیاق مخاطبین استفاده کنید. ( نه سواستفاده )

    نمونه پست تعاملی اینستاگرام

    دایرکت

    از دایرکت به خوبی میشه برای جمع آوری سرنخ تماس استفاده کرد. این قابلیت برای برای مجموعه های دارای محصولات یا خدمات تخصصی خیلی کاربردیه و من قبل تر در پست “ چگونه اطلاعات مشتریان آینده خود را جمع آوری کنیم ” در این باره توضیح دادم.
    کافیه طی یک اطلاع رسانی گسترده با همه امکاناتی که دارید ( مثلا تبلیغ در پیج های مرتبط ) از مخاطبینتون بخواهید جهت دریافت سمپل / مشاوره رایگان / کد تخفیف ، شماره تماس خودشون رو براتون دایرکت کنند.
    تجربه من نشون داده که این کار اگر درست انجام بشه و تماس ها و پیگیری های بعدی روش صورت بگیره میتونه درآمد ایسنتاگرام یک مجموعه ارو به شدت نسبت به درآمد وبسایتش (هرچقدر هم که خوب باشه ) افزایش بده.

    پاسخ به استوری

    اینستاگرام مدتهاست قابلیت تعامل رو به استیکرهای قسمت استوری اضافه کرده و هرازگاهی هم به این گزینه ها اضافه میشه . سوال ، رای گیری ، اسکرولر ، کوئیز ، همه از همین قابلیت ها هستن که خوبه بدون زیاده روی کردن، به موقع از هرکدام استفاده کنید.

     

    استوری تعاملی در اینستاگرام

    آیا مردم با هر پست تعاملی اینستاگرام ، تعامل میکنند؟

    خیر، تولید محتوای تعاملی یک بحثه و تعامل مخاطبین در عمل یک بحث دیگر. فراموش نکنید که سناریوی یک پست در اینستاگرام، نباید نسنجیده، نچسب و نپخته باشه چون هم مخاطبین رو از شما و هم شمارو از همراه شدن مردم با خودتون ناامید میکنه . بعلاوه زمان انتشار پست و میزان اطلاع رسانی و شانتاژی که روی اون پست انجام میدید همگی تاثیرگذار خواهد بود.

    خب من سعی کردم هرچیزی که در این زمینه بلدم رو با شما به اشتراک بگذارم. اگر نکته ی بیشتری بلدید در قسمت کامنت با ما به اشتراک بگذارید و اگر برای تولید یک محتوای تعاملی نیاز به کمک و همفکری دارید باز هم در قسمت کامنت روی من حساب کنید.

    مشاهده نمونه های کاربردی مرتبط، در اینستاگرام من

    محتوای این پست به روز خواهد شد.

     

    کپی رایتینگ چیست؟ چگونه کپی رایتینگ کنیم؟

    کپی رایتینگ چیست و چه مهارتهایی لازم دارد

    کپی رایتینگ ( copywriting ) به شکل ساده یعنی تبلیغ نویسی بنابراین با کپی رایت ( copy right) خیلی فرق داره و به کسی که اینکارو انجام میده کپی رایتر گفته می شه.

    اگر تا امروز فکر میکردید برندهای بزرگ، متن تبلیغاتشون رو همینطوری و خیلی راحت پیدا می‌کنند، امروز قراره بفهمید اشتباه می کردید!

    کپی رایتینگ تبلیغاتی از نظر من یعنی جلب توجه مخاطب و رساندن پیام، بوسیله کلمات، در مختصرترین حالت ممکن

    هدف کپی رایتینگ

    هدف از کپی رایتینگ در دنیای تبلیغات افزایش میزان آگاهی مخاطبان مورد نظر از برند و فراخواندن این افراد برای انجام یک عمل خاص مثل ثبت نام ، تماس، خرید یا ارسال پیامک است.

    موارد استفاده از آن

    از کپی رایتینگ در بیلبورد، کاتالوگ، مجله، ایمیل تبلیغات، وبسایت، پیامک، شبکه های اجتماعی، تلوزیون و … استفاده می‌شود.

    چند نمونه موفق copywriting

    نمونه های جذاب زیادی رو با سرچ کردن می تونید مشاهده کنید، من چند نمونه از اونها رو اینجا قرار میدم:

    نمونه کپی رایتینگ در بیلبورد تبلیغاتی ایران

    از نظر من جایزه جذاب ترین کپی رایتینگ در بیلبورد های ایران باید تعلق بگیره به بانک ملت و اسنپ. بعلاوه همیشه من بهترین تگ لاین ها و متن در تبلیغات رو در میان پروژه های آژانس تبلیغات بادکوبه دیدم و همیشه این مجموعه ارو ازین بابت تحسین کردم.

    چگونه کپی رایتینگ کنیم؟

    تا حالا و باتوجه به نمونه‌هایی که از کپی‌رایتنگ دیدم به این نتیجه رسیدم که میشه این کار رو با ۴ تم مختلف انجام داد:

    در شرایط روز جامعه یا موضوع داغ روز کشور دنبال موضوع بگردید. مثلا جمله ” یه تعویض طلایی” برای اپلیکیشن دیوار در دوران جام جهانی یا جمله “دانش، ثروتی که قیمت ندارد” برای دوران افت ارزش پول ملی، هردو موضوعی قوی و تاثیر گذار دارند.

    روی مشکلی که قراره از مردم حل کنید متمرکز بشید. مثلا عبارت ” دیگه زنگ نزن ” که اساس یک کمپین تبلیغاتی بزرگ برای معرفی اسنپ فود بود، خیلی مستقیم روی حل مشکل سفارش تلفنی غذا، تمرکز کرده است.

    – موضوعی انتخاب کنید که به مردم حس خوب انتقال می دهد. مثلا عبارت ” رساندن لیلی به مجنون کار ماست” به دلیل سابقه ذهنی مردم از داستان لیلی و مجنون، حس خوبی رو منتقل می کند.

    مردم را شوکه کنید یا در ذهن آنها علامت سوال بکارید . مثلا بانک ملت در نوروز ۹۶، در بیلبورد های خود آغاز سال ۱۳۹۷ را تبریک گفت و در یک لحظه هر مخاطبی رو میخکوب کرد.

    خب، کپی رایتینگ یکی از کارهای مورد علاقه منه، اونقدر اینکار رو دوست دارم که ممکنه روزی کل دنیای جذاب بازاریابی و تبلیغات دیجیتال رو رها کنم و بچسبم به همین کار و طراحی شعار برای کمپین های تبلیغاتی مختلف.

    امیدوارم این مطلب به اندازه کافی براتون مفید باشه، اگر نکته مبهم یا سوالی براتون وجود داره حتما در قسمت نظرات همین پست بپرسید تا من در اسرع وقت پاسخ بدهم.

    بعلاوه، به زودی مطلبی با عنوان چگونه کپی رایتر شوم هم منتشر خواهم کرد تا با تکنیک های این حرفه آشنا بشید.

    محتوای تعاملی، بهترین نوع محتوا

    محتوای تعاملی بهترین نوع محتوا

    ۳۵۰۰ تا مقاله توی سایتتون منتشر کردید ولی هنوز نتیجه ای نگرفتید ؟ روزی ۵ تا پست در پیج اینستاگرامتون قرار میدید ولی مخاطبینتون مشارکت نمی کنند ؟
    یه خبر بد دارم براتون ، اگر همین طوری ادامه بدید و محتوای تعاملی تولید نکنید، شرایط قراره خیلی سخت تر بشه.

    شاید تا همین دوسال پیش هم میشد با محتواهای ساده توجه مردم رو جلب کرد ولی امروز مردم آگاه تر شدند و خیلی سخت تر تحت تاثیر قرار میگیرند و هرچه هم جلوتر بریم این آگاهی و سرسختی بیشتر خواهد شد.

    از نظر من، بهترین محتوا، محتواییست که

    • مارو در ذهن مخاطب ماندگار کند
    • مخاطب رو به محتوای ما وابسته کند
    • مخاطب رو نسبت به برند ما مدیون و وفادار کند

    و تمام این ویژگی ها از طریق محتوای نیاز سنجی شده و تعاملی بدست می آید.

    انواع محتوای تعاملی

    ۱- تست آنلاین

    حتما تا حالا به سایت هایی برخود کردید که میتونید در اونها به انواع تست روانشناسی جواب بدید و نتیجه ارو بلافاصله ببینید. (برای مثال لطفا سرچ کنید تست خودشناسی MBTI )
    اگر موضوع کسب و کارتون این ظرفیت رو داره که یک تست آنلاین برای مخاطبینتون طراحی و اجرا کنید بهتره این فرصت رو از دست ندید. به عنوان مثال :
    – آیا من میتوانم یک مادر/ آشپز / همسر / پولدار / مدیر / معلم / برنامه نویس موفق باشم ؟ برای پاسخ به این سوال در تست آنلاین زیر شرکت کنید.

    ۲- فرم محاسباتی

    مردم بسیاری از مواقع درباره بعضی از اطلاعات سردرگم هستند. اونها نمی دونند که هزینه طراحی سایت چگونه محاسبه میشه یا برای لباس مورد نظرشون چند متر پارچه لازم دارند . بعضی وقتا اونها دنبال دستور پخت غذا برای ۱۰ نفر هستند نه برای ۲ نفر یا برای کابینت کردن یک آشپزخانه نمی دونند چند ورق ام دی اف نیاز دارند

    تمام این سردرگمی ها میتونه موضوع جذاب یک محتوای تعاملی در قالب فرم محاسباتی باشه که بعضی هاش هرگز تا حالا توسط هیچ کسب و کاری اجرا نشده. به عنوان مثال :
    اگر شما یک پارچه فروشی آنلاین دارید می تونید فرم محاسبه متراژ پارچه ارو طراحی و در سایتتون پیاده سازی کنید.
    اگر شما طراح سایت هستید میتونید فرم محاسبه قیمت طراحی یک سایت رو با توجه به فاکتور های مختلف طراحی کنید .
    اگر شما یک سایت برای دستور پخت غذاهای مختلف دارید میتونید فرمی رو طراحی کنید که برای هر غذا با توجه به تعداد نفرات میزان مواد اولیه را مشخص میکند.
    اگر شما یک مجموعه طراحی و اجرای دکوراسیون دارید میتونید یک فرم محاسبه قیمت یا تعداد ورق ام دی اف کابینت طراحی کنید و در اختیار مخاطبینتون قرار بدید
    در تصویر زیر ، یک خانم ورزشکار در وبسایت خودش ، از بازدیدکننده ها خواسته قد و وزن و مشخصاتشون رو اعلام کنند تا برنامه لاغری اختصاصی دریافت کنند!

    محتوای تعاملی - فرم محاسباتی

    شاید باورتون نشه ولی اگر اینکار رو انجام بدید خیلی از مواقع رقباتون هم به وبسایت شما مراجعه میکنند تا از فرم های شما استفاده کنند 🙂

    ۳- بازی سازی

    این مورد توی دنیا برای خودش تخصصیه و دامنه محتواهایی که میتونه با این روش پیاده سازی بشه بسیار گسترده است. در واقع اونقدر گسترده است که ترجیح میدم صحبت در اینباره ارو به یک پست مفصل مستقل موکول کنم. اما چیزی که الان می تونم بگم اینه که بازی بهترین روش یادگیریه! برای اینکه متوجه منظورم بشید پیشنهاد می کنم به اپلیکیشن Duolingo که مخصوص آموزش زبان انگلیسی هست نگاهی بندازید.

    ۴- واقعیت افزوده

    واقعیت افزوده به تصویری گفته میشه که در اون یک عنصر یا یک سری عناصر به یک تصویر واقعی افزوده می شوند
    از این نوع محتوای فوق العاده جذاب میتونید در اپلیکیشن های موبایلی استفاده کنید. برای اینکه کامل تر متوجه بشید قضیه از چه قراره یک ویدئو مربوط به تبلیغات ایکیا براتون قرار میدم.

    ۵- عکس یا فیلم ۳۶۰ درجه

    هتل ، کافی شاپ، رستوران، موزه، تالار مراسم، شوروم محصولات، سالن همایش ، سالن زیبایی ، استخر و باشگاه ورزشی ، کسب و کارهایی هستند که میتونند از این نوع محتوا در وبسایتشون بهره ببرند . اینجوری مخاطبین، مکان شما رو از قبل بررسی میکنند و با خیال راحت و اطمینان کامل به شما مراجعه می کنند.
    به عنوان مثال : تور مجازی سالن همایش های برج میلاد 

    مطلبی که مطالعه کردید بیشترین کاربرد رو در مورد وبسایت ها و اپلیکیشن های تلفن هوشمند داره، در مورد محتوای تعاملی مخصوص اینستاگرام هم یک پست جداگانه نوشتم که می تونید مطالعه کنید.

    مثل همیشه ممنون که همراه من هستید و اگر نظر ، ایراد یا سوالی به نظرتون میاد در بخش نظرات همین پست مطرح کنید تا در اولین فرصت پاسخ بدم.

    چطور اطلاعات مشتریان آینده خود را جمع آوری کنیم؟

    اصول جمع آوری اطلاعات مشتریان

    جمع آوری اطلاعات از مشتریان بالقوه در هر کسب و کاری، برگ برنده محسوب می شود، مخصوصا ایمیل و شماره تماس. به همین دلیل است که اینترنت پر از سایت های خرید شماره تلفن اصناف شده است. مثلا مجموعه شماره تماس انبوه سازان کشور
    اما چه کنیم تا این گنج گرانبها را برای کسب و کار خود بدست آوریم؟

    موفقیت یک شبه نیست

    برای جمع آوری اطلاعات مشتریان بالقوه باید برنامه ای بلند مدت، به اندازه ی عمر کسب و کارتون داشته باشید. یعنی باید صبور باشید، برای این کار وقت بگذارید و جزئی از کارهای روزانه خودتون یا یکی از پرسنلتون قرارش بدید.

    اطلاعات رو ترشی نندازید!

    اگر هرروز شماره تماس یا ایمیل جمع آوری می کنید، هرروز باید یک نفر از پرسنل شما با شماره های جدید تماس بگیره ، یا به ایمیل های جدید، ایمیل بفرسته . قرار نیست کوهی از اطلاعات هرروز روی هم انباشه بشوند بدون هیچ استفاده ای تا زمانی که تاریخ انقضاشون سپری بشه.

    اطلاعات را نخرید، درخواست کنید

    بانک های اطلاعاتی که در سراسر اینترنت و وبسایت ها به فروش می رسند بسیار بی ارزش و کم بازده هستند درحالیکه بعضی صاحبان کسب و کار برای بدست آوردنشون هزینه های گزاف پرداخت می کنند.
    اول اینکه قول میدم بهتون بغیر از چندشماره رایگان تستی که اول از این سایت ها دریافت میکنید قرار نیست چیز بیشتری گیرتون بیاد. بقیه شماره تماس ها با درصد بسیار بالا یا خاموش هستند و یا فرد مورد نظر شما نیستند.
    دوم اینکه حتی اگر درصد بالایی از شماره ها ، مطابق با جامعه ی هدف شما باشند، بازهم اگر باهاشون تماس بگیرید از اینکه بدون اجازه شماره اشون به دست شما رسیده احساس بدی نسبت به شما پیدا خواهند کرد و احتمال موفقیت شما در مذاکره بسیار پایین خواهد بود .
    و سوم اینکه اگر ایمیل ناخواسته براشون ارسال کنید خیلی زود اسپم شناخته خواهید شد.

    اما در عوض اگر از این افراد درخواست  کنید و اونها با اراده و خواست شخصی، شماره تماس خود را در اختیار شما قرار دهند قطعا زمانی که با آنها به مذاکره می پردازید دیگر خبری از واکنش های منفی نیست و شانس موفقیت شما افزایش پیدا می کند. اما چطور باید این درخواست رو مطرح کنید؟

    یک کرم خوشمزه بزنید به قلاب

    اگر وبسایت دارید و وبسایتتون از نظر تولید محتوا و سئو در اوضاع خوبی بسر می بره ازش برای تولید سرنخ استفاده کنید. کافیه در پربازدید ترین صفحاتتون بخشی رو قرار بدید و از افراد بخواهید که اگر مایلند باهاشون تماس بگیرید ، شماره تماسشون (یا ایمیل) رو همونجا برای شما ارسال کنند.
    اگر درکنار درخواستتون، یک پیشنهاد وسوسه برانگیز هم بدید، دیگه ردخور  نداره! مثال:

    ۱٫ اگر مایلید سمپل رایگان محصولات مارو دریافت کنید شماره تماستون رو اینجا وارد کنید.
    ۲٫ اگر مایلید کد تخفیف دریافت کنید ایمیلتون رو همینجا وارد کنید .
    ۳٫ جهت دریافت لیست قیمت به روز محصولات شماره تماس خود را ارسال کنید.
    ۴٫ برای دریافت رایگان فایل آموزشی ابتدا شماره تماس خود را ثبت کنید.

    اگر اینستاگرام دارید، با سرچ کردن بین رقیب ها یا هشتگ های مرتبط، مشتریان آینده اتون رو پیدا کنید و براشون دایرکت ارسال کنید و توی اون دایرکت ضمن معرفی کسب و کارتون ازشون بخواهید شماره تماسشون رو در اختیارتون قرار بدهند . اگر میتونید تطمیعشون کنید مثل همون وعده هایی که برای سایت عنوان کردیم . اگرهم با ربات روی اینستاگرام کار میکنید حتما یک دایرکت اتوماتیک با همین محتوا، برای این افراد ارسال تعیین کنید.

     استفاده از CRM

    اگر ازون دسته کسب و کارهای مورد علاقه من هستید که CRM  رو وارد سازمانتون کردید، تمام سرنخ های بدست آمده را وارد اون کنید و از پرسنلتون بخواهید هر فعالیتی که روی هر سرنخ انجام می دهند رو همونجا ثبت کنند.

    در غیراینصورت از یک نرم افزار مستند سازی تحت شبکه مثل ONE NOTE استفاده کنید. اگر با این هم حال نمی کنید، برید سراغ اکسل . فقط خواهشا از فکر وارد کردن این اطلاعات توی دفتر و سالنامه بیاید بیرون!

    یک سناریو طراحی کنید

    وقتی قرارِ شما یا یکی از پرسنلتون با سرنخ های جمع آوری شده تماس بگیرید، حتما یک سناریو از پیش تعیین شده و استاندارد داشته باشید. مشخص کنید که توی اون تماس باید چه حرفهایی گفته بشه و چه کلماتی استفاده بشه.
    اگر هم میخواهید ایمیلی ارسال کنید، قالب ، متن و طراحی اون رو حتما از قبل آماده و بررسی کرده باشید.
    برای خیلی از سرنخ ها، یکبار تماس کافی نیست. طی تماس دوم، افراد با اطمینان بیشتری به صحبت های شما گوش می کنند و شانس جواب مثبت گرفتن از مشتری بسیار بالاترِ. ده روز تا دوهفته فاصله زمانی ایده آلی بین تماس اول و دوم به حساب می آد.

    راستی علاوه بر مقاله ای که خوندید ، این مطلب از وب سایت مدیر سبز هم ممکنه در این زمینه براتون مفید باشه

    خب دوستان عزیزم من سعی کردم هرآنچه که در رابطه با جمع آوری اطلاعات مشتریان بلد بودم در اختیارتون قرار بدم،اما اگر نظر یا سوالی دارید خوشحال میشم همینجا در قسمت کامنت مطرح کنید تا در اولین فرصت پاسخگو باشم