کپی رایتینگ چیست؟ چگونه کپی رایتینگ کنیم؟

کپی رایتینگ چیست و چه مهارتهایی لازم دارد

کپی رایتینگ ( copywriting ) به شکل ساده یعنی تبلیغ نویسی بنابراین با کپی رایت ( copy right) خیلی فرق داره و به کسی که اینکارو انجام میده کپی رایتر گفته می شه.

اگر تا امروز فکر میکردید برندهای بزرگ، متن تبلیغاتشون رو همینطوری و خیلی راحت پیدا می‌کنند، امروز قراره بفهمید اشتباه می کردید!

کپی رایتینگ تبلیغاتی از نظر من یعنی جلب توجه مخاطب و رساندن پیام، بوسیله کلمات، در مختصرترین حالت ممکن

هدف کپی رایتینگ

هدف از کپی رایتینگ در دنیای تبلیغات افزایش میزان آگاهی مخاطبان مورد نظر از برند و فراخواندن این افراد برای انجام یک عمل خاص مثل ثبت نام ، تماس، خرید یا ارسال پیامک است.

موارد استفاده از آن

از کپی رایتینگ در بیلبورد، کاتالوگ، مجله، ایمیل تبلیغات، وبسایت، پیامک، شبکه های اجتماعی، تلوزیون و … استفاده می‌شود.

چند نمونه موفق copywriting

نمونه های جذاب زیادی رو با سرچ کردن می تونید مشاهده کنید، من چند نمونه از اونها رو اینجا قرار میدم:

نمونه کپی رایتینگ در بیلبورد تبلیغاتی ایران

از نظر من جایزه جذاب ترین کپی رایتینگ در بیلبورد های ایران باید تعلق بگیره به بانک ملت و اسنپ. بعلاوه همیشه من بهترین تگ لاین ها و متن در تبلیغات رو در میان پروژه های آژانس تبلیغات بادکوبه دیدم و همیشه این مجموعه ارو ازین بابت تحسین کردم.

چگونه کپی رایتینگ کنیم؟

تا حالا و باتوجه به نمونه‌هایی که از کپی‌رایتنگ دیدم به این نتیجه رسیدم که میشه این کار رو با ۴ تم مختلف انجام داد:

در شرایط روز جامعه یا موضوع داغ روز کشور دنبال موضوع بگردید. مثلا جمله ” یه تعویض طلایی” برای اپلیکیشن دیوار در دوران جام جهانی یا جمله “دانش، ثروتی که قیمت ندارد” برای دوران افت ارزش پول ملی، هردو موضوعی قوی و تاثیر گذار دارند.

روی مشکلی که قراره از مردم حل کنید متمرکز بشید. مثلا عبارت ” دیگه زنگ نزن ” که اساس یک کمپین تبلیغاتی بزرگ برای معرفی اسنپ فود بود، خیلی مستقیم روی حل مشکل سفارش تلفنی غذا، تمرکز کرده است.

– موضوعی انتخاب کنید که به مردم حس خوب انتقال می دهد. مثلا عبارت ” رساندن لیلی به مجنون کار ماست” به دلیل سابقه ذهنی مردم از داستان لیلی و مجنون، حس خوبی رو منتقل می کند.

مردم را شوکه کنید یا در ذهن آنها علامت سوال بکارید . مثلا بانک ملت در نوروز ۹۶، در بیلبورد های خود آغاز سال ۱۳۹۷ را تبریک گفت و در یک لحظه هر مخاطبی رو میخکوب کرد.

خب، کپی رایتینگ یکی از کارهای مورد علاقه منه، اونقدر اینکار رو دوست دارم که ممکنه روزی کل دنیای جذاب بازاریابی و تبلیغات دیجیتال رو رها کنم و بچسبم به همین کار و طراحی شعار برای کمپین های تبلیغاتی مختلف.

امیدوارم این مطلب به اندازه کافی براتون مفید باشه، اگر نکته مبهم یا سوالی براتون وجود داره حتما در قسمت نظرات همین پست بپرسید تا من در اسرع وقت پاسخ بدهم.

بعلاوه، به زودی مطلبی با عنوان چگونه کپی رایتر شوم هم منتشر خواهم کرد تا با تکنیک های این حرفه آشنا بشید.

دیجیتال مارکتینگ یا کانتنت مارکتینگ؟

بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی محتوایی؟
به نظر میرسد این سوال بین همه افراد علاقه مند به دیجیتال مارکتینگ وجود دارد. اغلب این افراد در مورد اینکه فعالیتشان زیر مجموعه کدام یک از دو عنوان بازاریابی “دیجیتال” یا “محتوایی” قرار میگیرد مردد هستند. مثل من تا همین یکسال پیش

بازاریابی دیجیتال : هرگونه بازاریابی از طریق ارتباطات دیجیتال ( وبسایت، شبکه های اجتماعی، پیامک، تلفن)
بازاریابی محتوایی : تولید و انتشار محتوا با هدف جذب مخاطب 

تصور من در ابتدا این بود که کانتنت مارکتینگ ، زیر مجموعه ای از دیجیتال مارکتینگ است. اما چون شخصا به استفاده دقیق از کلمات و عبارات حساس هستم، گاهی به این تصور مشکوک می شدم.

اولین بار زمانی که در یک هولدینگ تولیدی مطرح به عنوان کارشناس دیجیتال مارکتینگ حضور داشتم، کمی به این عناوین شک کردم .
باید بدانیم گره این مشکل در تعریفیست که برای استفاده از کلمات انتخاب میکنیم

از نظر من – محتوا چیست؟

از نظر من : هرگونه پیام ، که به هر شکل ، به مخاطبان می رسد را می توان محتوا نامید. و هر فعالیتی که حاوی یک پیام برای مخاطبان یک برند باشد، در دسته بازاریابی محتوایی یا کانتنت مارکتینگ قرار میگیرد.
به طور مثال : بج سینه پرسنل یک شرکت ، با این پیام که ” من به این شرکت علاقه دارم و صادقانه برای اهداف این شرکت تلاش می کنم ” شکلی از این نوع محتواست .
اوراق اداری و سربرگ یک شرکت ، با توجه به پیامی که درباره برند این شرکت به نمایش می گذارد ، بخشی از یک محتواست.
این در حالیست که هیچکدام از این دو مثال به حوزه دیجیتال مارکتینگ نزدیک هم نیستند.

بعد از این تعریف برای محتوا و بازاریابی محتوایی ، هرچه تلاش کردم ، هیچ فعالیت دیجیتال بازاریابی نیافتم که از محتوا بی نیاز و مستقل باشد.
حتی UI , UX و SEO وبسایت ، باتوجه به اثرگذار بودن بر مخاطب ، محتوا محسوب می شوند و بعلاوه در ارتباط تنگاتنگ با دیجیتال مارکتینگ نیز هستند.

دیجیتال مارکتینگ می تواند زیر مجموعه ای از کانتنت مارکتینگ محسوب شود.

سامو

از نظری دیگر – محتوا چیست ؟

محتوا نوشته ، تصویر، ویدئو و یا فایل صوتی است که برای انتقال پیام یا اطلاعات به صورت هدفمند استفاده می شود. اگر هدف آن افزایش آگاهی از برند و درگیر کردن ذهن مشتری باشد ، به این فعالیت بازاریابی محتوایی میگویند. در حالیکه دیجیتال مارکتینگ همواره بر فروش تمرکز دارد. 
با توجه به منقرض شدن مجلات کاغذی، بنظر میرسد تنها راه استفاده از این نوع محتوا، فضای دیجیتال یعنی سایت ها ، ایمیل یا شبکه های اجتماعی است از این رو می توان کانتنت مارکتینگ را زیر مجموعه ای از دیجیتال مارکتینگ هم دانست.

حال تصمیم گیری با خود شماست، کدام تعریف با استانداردهای ذهنی و تخصصی شما همخوانی بیشتری دارد ؟